حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
330
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
روميان شرقى درآمده بود حمله برد و آنجا را بنام ملكشاه فتح كرد و بر حوزهء حكومتى خويش كه مؤسّس شعبهء سلاجقهء روم است افزود فتح انطاكيه حدود ممالك سلجوقى را از طرف مغرب بكنار درياى مديترانه رساند . بعد از فتح انطاكيه شرف الدّولهء عقيلى به اين عنوان كه امير عيسوى انطاكيه ساليانه به او خراجى ميداده از سليمان بن قتلمش هم تقاضاى همين معامله را كرد و چون سليمان ابا نمود بين ايشان جنگ درگرفت و شرف الدّوله بدست سليمان كشته شد . فتح حلب در 479 ما بين بلاد تاج الدّوله تتش مالك دمشق و مؤسّس شعبهء سلاجقهء شام و قلمرو سليمان بن قتلمش امير قونيه و آقسرا و انطاكيه و بانى شعبهء سلاجقهء روم حلب فاصله بود و حلب چنان كه گفتيم پس از انقراض عقيليان ضميمهء موصل محسوب ميشد . سليمان بن قتلمش خواست كه پس از فتح انطاكيه آنجا را هم بگيرد ليكن مردم حلب تتش را بضبط آن شهر دعوت كردند و به اين شكل ما بين دو سردار سلجوقى جنگ درگرفت و سليمان در تاريخ صفر 479 بدست تتش كشته شد و حلب به تصرف تتش درآمد . سلطان ملكشاه در همين سال 479 در ماه جمادى الاخرى از اصفهان عازم الجزيره و شام شد و از راه موصل ببلاد درهء علياى فرات رفت و بعضى از قلاع آن نواحى را كه هنوز در دست روميان بود گرفت سپس بحلب آمد و تتش قبل از آنكه برادرش ملكشاه برسد شهر را رها نمود و بشام رفت و سلطان ببغداد برگشت . فتح ماوراء النّهر در سال 482 در همان تاريخى كه الب ارسلان بقتل رسيد و ملكشاه بعجله براى دفع قاورد برى آمد شمس الملك خاقان توران فرصت را مغتنم شمرده بحدود خراسان تاخت و در ربيع الآخر سال 465 شهر ترمذ را پس گرفت و برادر ملكشاه اياز را از بلخ راند ليكن اندكى بعد بعلّت اختلافاتى كه ما بين افراد خانيّه بروز كرد و مراجعت ملكشاه از عراق و حركت او بسمرقند شمس الملك بقبول صلح مجبور گرديد .